*.. به مهر آموز خوش آمديد ..*

زمهر، آموز رسم تابناكي ..... كه بخشد نور بر آبي و خاكي

28 صفر - رحلت پیامبر اکرم

سلام و درود بي پايان خدا و فرشتگان مقربش بر سرور كائنات و سيّد مخلوقات؛ آخرين سفير صلح و پيام آور آزادي بشريت از بند ددمنشان و شياطين زمان، حضرت محمد بن عبد الله و بر خاندان پاك و مطهرش.

روز واقعه 28 صفر سال 11 پس از هجرت از مكه مكّرمه به مدينه منوّره
مكان واقعه مدينه منورة

     

                                                       ---=---


بيست و هفت سال پس از واقعه هجوم فيل سواران (كه به همين دليل آن سال را عام الفيل ناميدند )* در مكه نوزادي چشم به جهان گشود كه نور جهانتابش پايه هاي كفر و فساد را لرزاند.پدرش عبدالله فرزند عبد المطلب دو ماه پيش از ولادتش در يك سفر تجارتي از دنيا رفت مادر او نيز تنها سه يا هفت روز پس از تولد وفات نمود.دوران كودكي را در كنار شخصيت بزرگي مانند عبدالمطلب، كه پدر بزرگ ايشان بود سپري كرد، عبد المطلب او را بسيار دوست داشت و هميشه مي گفت او با سايرين فرق دارد.هنگام وفات او را به فرزندش ابوطالب سپرد تا پس از وفاتش سرپرستي او را   به عهده گيرد.او نيز به وصيت پدرش عمل نمود و كفالت و سرپرستي برادر زاده خود را به عهده گرفت.دوران نوجواني را نيز به چوپاني مشغول بود، سپس در جواني به همراه عموي خود به بازرگاني و تجارت پرداخت، و در تمام سفرهاي بازرگاني و معاملات موفق بود. اين كار سبب آشنايي وي با خديجه شد و با وي به تجارت پرداخت، راستي و امانت داري او به قدري بر خديجه تأثير گذاشت كه خديجه او را سرپرست كاروانهاي تجارتي خود قرار داد. اين آشنايي و همكاري بعد ها منجر به ايجاد پيوند بين اين دو بزرگوار شد و اينگونه بود خديجه مادر بانوي آب و آفتاب بزرگترين و پرسودترين معامله زندگيش را انجام داد كه باعث رستگاري او شد. خديجه تمام دارائي و ثروت خود را در اختيار همسرش قرار داد تا آن را براي تبليغ و گسترش دين اسلام و ياري فقيران و مستضعفان خرج كند.
او در تمام دوران زندگي خويش همواره با مردم مهربان بود و با آنان و بويژه جوانان ارتباط دوستانه اي داشت.صداقت، هوش و درايت وي به حدي بود كه مردم در حل مشكلات و اختلاف ها از او ياري مي جستند.(يك نمونه از مسائلي كه او در حل آن نقش داشت ماجراي نصب حجر الأسود كعبه بود كه قبايل مختلف بر سر نصب آن اختلاف داشتند، به پيشنهاد وي سنگ را بر روي پارچه اي قرار دادند و هر كدام گوشه از آن را گرفتند و سنگ را بر سر جاي خود نهادند.به اين ترتيب نزاع از پايان يافت.)
در طول تمام اين مدت تنها يك نفربود كه هميشه يار و همراهش بود و او را از بدو كودكي كه او را با اجازه پدرش جهت تربيت و تعليم نزد خود برده بود، و او كسي نيست جز برادر و عمو زاده اش علي .
پس از اين دوران مهمترين دوره زندگي اش آغاز مي شود، يعني آغاز دوره رسالت و مأموريت الهي ، كه سه سال به طور پنهاني و پس از آن علني و آشكارا به دعوت مردم به دين مبين اسلام پرداخت.
اين دوره سخت ترين و پر ماجرا ترين دوره در طول زندگي او بود، مخالفتهاي اشراف مكه نيز با او از اين دوره به بعد شدت گرفت .در ابتداي دعوت همگاني و عمومي ايشان بزرگان قريش چندان واكنشي از خود نشان ندادن.مخالفت قريش از زماني شروع شد كه او مردم را از پرستش بتها و خدايان قريش به جانب پرستش خداي بي همتا دعوت مي نمود. آنها مخالفت ها و دشمني هاي خود را به حدي رساندند كه او و پيروانش، كه در آن زمان عده بسيار كمي از ستمديدگان بودند را مجبور به ترك شهر و زندگي در دره اي خشك ، بدون هيچ گونه رابطه تجاري نمودند. همچنين از دست دادن حاميان اصلي خود ،ابوطالب و خديجه از دردناكترين اتفاقات براي وي در اين دوره بود.شكنجه هاي و تمسخر كفار و مشركان مكه تهديد پيروانش از جمله مشكلاتي بود كه در سر راه او بود قريش كه تمام نقشه هاي خود را نا كار آمد مي بينند ، پس از مشورت با هم ، ناچار نقشۀ قتل او را مي كشند، كه با بوسيلۀ وحي آگاه مي شود و فرمان هجرت صادر مي شود. اين بار نيز يار با وفا و همراه هميشگي اش علي براي ياري او حاضر مي شود و در بستر وي مي خوابد تا سرانجام پس از سيزده سال تحمل همه اين رنج ها شبانه و به طور پنهان از مكه به يثرب هجرت مي كند.
در مدينه عدۀ زيادي با او بيعت مي كنند و روز به روز به پيروانش افزوده مي شد، تا آنكه سپاه بزرگي از قبايل مدينه تشكيل مي داد و به گسترش قلمرو اسلام اقدام كرد. يكي از  غزوه ها او  غزوه خيبر بود كه نبرد وي با يهوديان ساكن قلعه هاي دهگانه اطراف مدينه بود كه در سال هفتم پس از هجرت رخ داد. در اين نبرد مسلمانان موفق به شكست يهوديان و فتح قلعۀ خيبر شدند. پس از پايان نبرد و پيروزي و تبعيد يهوديان، به پيشنهاد خود آنها، آنان را تبعيد كرد، اهالي فدك كه اين برخورد را از پيامبر مشاهده كردند از وي درخواست نمودند تا با آنان نيز چنين رفتار نمايد، او نيز پذيرفت و چون اهالي فدك بدون نبرد و درگيري تسليم شدند و لشكري به فدك نرفت، فدك خالصۀ پيامبر گشت.  به دليل اينكه يهوديان خيبر در كشاورزي مهارت ويژه اي داشتند، پيشنهاد دادند كه املاك خيبر به آنان واگذار شود و درآمد آن را در اختيار پيامبر و مسلمانان  قرار دهند. كه اين پيشنهاد پذيرفته شد.

در بين يهوديان خيبر زني بود كه آن زن، زينب دختر حارث نام داشت.
اين زن يهودي گوسفند بريان شده اي آماده كرد و از مسلمانان پرسيد ، پيامبر به كدام عضو گوسفند بيشتر علاقه دارند، گفتند او بيشتر به پاچه گوسفند علاقه مند است.
او نيز پاچه گوسفند بريان شده را به زه آلوده كرد و نزد پيامبر برد، پيامبر نيز قسمتي از پاچه را جدا نمود و در دهان گذاشت، و بلا فاصله آن را از دهان بيرون آورد و گفت كه استخوان اين گوشت به من مي گويد كه آغشته به زهر است. و رو به زن يهودي كرد و فرمود ماجرا چيست؟ زن يهودي نيز اعتراف كرد و گفت با اين كار قصد داشتم صحت ادعاي پيامبري وي را امتحان كنم.اگر او پادشاهي است كه ادعاي رسالت دارد با اين كار مردم را از شرش آسوده مي گردانم، و اگر ادعاي پيامبري وي درست باشد، از مسموم بودن گوشت مطلّع مي شود.

يكي ديگر از فتوحات پيامبر بزرگوار اسلام ، فتح مكه بود. كه در ماه رمضان سال هشتم هجري پس از پيمان شكني مشركان قريش ، تصمين به فتح مكه گرفت. كه با اقتدار كامل موفق به اين كار شد و تمام كساني كه در مدت اقامتش در مكه وي را اذيت نمودن و او را مجبور به هجرت كردند را بخشيد، بجز عدۀ اندكي كه حاضر به توبه و پذيرش اسلام نبودند .


نگاهي كوتاه بر دوره هاي مختلف حيات حضرت محمد (ص) :

تــــــاريـــــــــخ ولادت : جمعه هفدهم ربيع الأول عام الفيل (25 آوريل 570 ميلادي  - 5ارديبهشت)بين طلوع فجر و طلوع آفتاب
مــــحــــــل تـــــولـــــد : مكه (سرزمين حجاز)


پـــــــــــــــــــــــــــدر : عبدالله بن عبد المطلب **


مــــــــــــــــــــــــــادر : آمنه دختر وهب بن عبد مناف


هـــــــــمــــــــســـــــر : در سن بيست و پنج سالگي با خديجة دختر خويلد


فــــــــــــرزنـــــــــدان :( پسران  ) قاسم ، عبد الله ، ابراهيم      ( دختران ) زينب ، رقيه ، امّ كلثوم ، فاطمة الزهراء


آغـــــــاز رســـــالــــت : بيست و هفتم رجب سال چهلم عام الفيل در سن چهل سالگي


آغــاز دعــوت عــمـومـي : سه سال پس لز بعثت


مـــــدّت رســــــالــــــت : بيست و سه سال


واقـعـه اسـراء و مـعـراج : شب هفدهم ماه رمضان ، هجده ماه قبل از هجرت


هــجــرت بـــه يـثـــــرب : در سن پنجاه و هفت سالگي، 663 ميلادي و سيزده سال پس از بعثت ***


فـــــتــــــح مــــكــــــــه : بيستم و يا سيزدهم رمضان سال هشتم هجري


وفــــــــــــــــــــــــــات : دوشنبه بيست و هشتم صفر سال يازدهم هجري در سن شصت سالگي


عــــلــــــــت وفــــــــات : پس از پيروزي در جنگ خيبر، زني يهودي حضرت را براي صرف غذا دعوت كرد، و غذاي وي را آلوده به سم كرد؛ چند سال پس از آن، سم، آن حضرت را از پا در آورد و سبب مرگ وي شد.


مــــــــحـــــل دفـــــــــن : مدينة منورّة
غسل ، كفن و دفن پيكر پاك آنحضرت در منزل ايشان، يك روز پس از وفات و به دست علي بن ابي طالب به همراه عباس و فرزندش فضل ، صورت گرفت.

 

چند جملۀ پندآموز :

 صِنفان مِن اُمّتَي إذا صَلَحا صَلَحَت اُمَّتي وَ إذا فَسَدا فَسَدَت اُمَّتي. قيل يا

رَسوُلُ الله: وَ مَن هُما؟ قالَ اَلفُقَهاء وَ الأُمَراء.

 دو گروه از امت من اگر صالح و شايسته باشند، امت من به صلاح و شايستگي خواهد رسيد. و اگر آن دو، فاسد و نا شايست باشند، امت من به فساد كشيده خواهند شد. پرسيدند اي رسول خدا! آن دو چه كساني هستند؟ فرمود : فقها و زمامداران!

 اَكرِموُا اَولادَكُم وَ اَحسِنوا آدابَهُم.

 با فرزندانتان با احترام برخورد كنيد و آداب آنان را نيكو سازيد.

 اَتْقی اَلنْاسِ مَنْ قالَ الحَقّ فيما لَهُ وَ عَليهِ.
 پرهيزگارترين مردم كسي است كه حق را بيان كند، چه به سود او باشد چه به زيانش.

-=-==-=-==-=-=-=-==-=-==-=-=-=-=-==-

* سال 610 ميلادي ابرهه پادشاه يمن با لشكر بزرگي سوار بر فيل، به مكه حمله كرد و قصد ويران كردن كعبه را داشت، كه به وسيله امداد الهي موفق به اين كار نشد.
براي كسب اطلاعات بيشتر به تفسير نمونه جلد 27 صفحه 329، تفسير سوره فيل مراجعه كنيد.

** نسب نامه كامل آن حضرت به اين شرح است؛ عبد الله بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصي بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوي بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن خزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.

*** يثرب نام سابق مدينه منوره است كه پس از مهاجرت حضرت محمد به مدين الرسول معروف شد.

 

              *.****.*        اَلَّلهُمَّ عَجِّلْ فى فَرَجِ مَولانا صاحِبَ الَزمانِ     *.****.*

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 11:28 بعد از ظهر  توسط SJT-110  |